شمارهٔ ۲۸ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
فانیا گر شادیت باید طمع بگسل ز خلق
زانکه از رنج طمع دل را رسد هر دم غمی
گر بود در خاطرت رازی فرو خور دم مزن
چون ز ابنای زمان ممکن نباشد محرمی
بایدت از عالم آزادی برو آزاده باش
زانکه باشد عالم آزادگی خوش عالمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به فانیا (دوستی یا محبوبش) میگوید که اگر میخواهد شاد باشد، باید از وابستگی به مردم و توقعات آنها آزاد شود. زیرا طمع و وابستگی به دیگران همیشه باعث درد و رنج خواهد بود. او همچنین توصیه میکند که اگر رازی در دل داری، بهتر است آن را پنهان کنی، چون در این دنیا نمیتوان به کسی اعتماد کامل کرد. در نهایت، شاعر به اهمیت آزادی تأکید میکند و میگوید که زندگی در آزادگی یک زندگی خوشایند خواهد بود.