فرخی سیستانی
زندگینامهٔ فرخی سیستانی
ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیدهسرایان ایرانی میدانند تا جایی که گفتهاند سخن سهل و ممتنع در عربی خاص ابوفراس حمدانی و در فارسی خاص فرخی است. تاریخ فوت او را ۴۲۹ هجری قمری ذکر کردهاند.
آثار فرخی سیستانی
شعرهای فرخی سیستانی
- شمارهٔ ۲۵ — کاروانی بی سرا کم داد جمله بارکش
- شمارهٔ ۲۷ — کوس تو کرده ست بر هر دامن کوهی غریو
- شمارهٔ ۲۶ — ز سر ببرّد شاخ و ز تن بدرّد پوست
- شمارهٔ ۲۸ — خیز تا گل چنیم و لاله چنیم
- شمارهٔ ۲۹ — بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام
- شمارهٔ ۳۰ — به مهمان هوازی شاد گردم
- شمارهٔ ۲۳ — بدانسان که هستی چنان می نمای
- شمارهٔ ۲۴ — مرا گریستن اندر غم تو آیین گشت
- شمارهٔ ۳۴ — یکی شادمانی بد اندر جهان
- شمارهٔ ۳۵ — پیاده سپه آرای او دویست هزار
- شمارهٔ ۳۳ — من پیرم و فالج شده ام اینک بنگر
- شمارهٔ ۳۷ — تا زر نباشد به قدر سرمه
- شمارهٔ ۳۶ — از ره صورت باشد چون او
- شمارهٔ ۳۱ — روز رزم از بیم او در دست و در پای عدو
- شمارهٔ ۳۸ — تا مورد سبز باشد چون زمرد
- شمارهٔ ۳۲ — بفروز و بسوز پیش خویش امشب
- شمارهٔ ۴۵ — نامه مانی با نامه تو ژاژست
- شمارهٔ ۴۴ — تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج
- شمارهٔ ۳۹ — تا خوید نباشد به رنگ لاله
- شمارهٔ ۴۶ — هر چون نگرم قصه من با کرم تو
- شمارهٔ ۴۱ — در تنور ویل بادا دشمنت
- شمارهٔ ۴۰ — لیک نزدیک او چنان باشد
- شمارهٔ ۴۲ — ایا خورشید سالاران گیتی
- شمارهٔ ۴۳ — ای دیده ها چو دیده غوک آمده برون