نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الهی فیضِ مشرب ده که دلگیرم ز مذهب‌ها

نمی‌دانم چه می‌خوانند این طفلان به مکتب‌ها

مشقّت‌های راه آمد برای راحت منزل

اگر مقصد تویی پس مختلف از چیست مذهب‌ها!

سراب از دوری دریا به مردم آب می‌ماند

تو ای خورشید رخ بنما که گم گردند کوکب‌ها

فقیهان را نمی‌دانم، حکیمان هرزه می‌گویند

بیا و پرده یک سو کن که گردد کشف مطلب‌ها

تو گر مقصد نباشی علم‌ها را، حیف از دانش

تو گر مطلب نباشی حرف‌ها را، وای بر لب‌ها

همان ناسفته بهتر گوهر دریای حیرانی

بیا تا بشکنیم ای هوشمندان جمله مثقب‌ها

ز تدبیر خرد کاری نیاید، درد می‌باید

چراغی همچو داغ دل نمی‌سوزد درین شب‌ها

چون من از دانش آزادم، چه اشراقی چه مشّایی

چو من دیوانه افتادم، چه مذهب‌ها چه مشرب‌ها

مرا هر عضو در هجران او سوز دگر دارد

نمی‌سازند با درمانِ کس فریاد ازین تب‌ها!

به نام او پری دارند در دام نفس مردم

به یاد او هما در آشیان دارند قالب‌ها

به دامن می‌برد فیّاض اثر امشب ز بالینم

نمی‌دانم به تلقین که دارد وردِ یارب‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل‌سردی و اندوه ناشی از اختلافات مذهبی و تلاش‌های بی‌ثمر برای رسیدن به حقیقت سخن می‌گوید. او به بررسی دشواری‌های زندگی و جستجوی معنای واقعی در تعالیم دینی و فلسفی می‌پردازد. شاعر از فقیهان و حکیمان انتقاد می‌کند و به بی‌معنایی علم و دینداری در صورت عدم وجود حقیقت نهایی اشاره می‌کند. در نهایت، او به نیاز به نور و هدایت الهی اشاره دارد و از خدای حقیقی درخواست می‌کند که راه را روشن کند و از حالت گیجی و حیرانی نجاتش دهد.