شمارهٔ ۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشق آمده آتش زده در نیک و بد ما
ای دامن ارباب ملامت مدد ما
ما گلبن نوباوة عشقیم و نباشد
جز نالة بلبل گل روی سبد ما
آن عقلْ پریشان شدگانیم که هر روز
دیوانگی آید به طواف خرد ما
آن کوکب سعدیم که شایسته نباشد
جز کنگرة عرش برای رصد ما
جایی که فنا رتبه فروش است نشیند
بر اطلس نه چرخ مقدم نمد ما
آن مست غیوریم که هر لحظه فروشد
سیلی به بناگوش فلک دست رد ما
آن عاشق دردیم که در عرصة تقدیر
جز بر دل آزرده نباشد حسد ما
در هشت چمن گلشن فردوس ندارد
یک سرو به رعنایی شمشاد قد ما
در جور و جفا گرچه صِد او به یکی نیست
در مهر و وفا لیک یک ماست صدِ ما
بر خوان غم عشق تو مهمان عزیزیم
هر لحظه غمی تازه شود نامزد ما
فیّاض غم از گمرهی دشت جنون نیست
نقش قدم ماست درین ره بلد ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، عشق به عنوان نیرویی قوی و آتشین توصیف شده که در وجود انسانها، چه نیک و چه بد، تاثیر میگذارد. شاعر به دامن ارباب ملامت دعا میکند و خود را گلبن نوباوت عشق میداند. او عقل و جنون را به هم پیوند میزند و خود را به عنوان یک کوکب سعد میبیند که تنها در اعلاترین مرتبهها دیده میشود. همچنین از نوعی ناپایداری و فانی بودن در زندگی سخن میگوید و به عشق به عنوان منبع درد و رنج اشاره میکند. در نهایت، شاعر خود و دیگران را مهمان غم عشق میداند و تأکید میکند که هر لحظه یک غم جدید آورده میشود. عشق در این شعر همواره در حال جنجال و دگرگونی است و تاثیر زیادی بر زندگیهای انسانی دارد.