شمارهٔ ۱۰۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گلِ بیرنگِ عشق چیدة ماست
ساغر زهر غم کشیدة ماست
رخش امّید تا به کی تازیم
وحشی مدّعا رمیدة ماست
خاطرش از طرب مرنجانید
ای دل و دیده، غم رسیدة ماست
آنچه ز اسباب عشق مانده به ما
آرزوی به خون تپیدة ماست
در ره عشق هر کجا بینی
نقش پای سر بریدة ماست
داده از خاک پای یار نشان
منّت توتیا به دیدة ماست
زیب تابوت ما شود فیّاض
هر گل حسرتی که چیدة ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر از ناله و گریه به عنوان جزئی از زندگی عاشقانهاش یاد میکند و اشاره میکند که نگاه محبوبش باعث از دست رفتن خودشان شده است. آنها به شدت تحت تأثیر عشق قرار گرفته و حتی با وجود دردها و مشکلات، همچنان به عشق ادامه میدهند. همچنین، شاعر به احساس بیریشه شدن و بیکسی در دل عاشقی اشاره میکند و عشق را به عنوان تنها کار و پیشهی خود معرفی میکند. در نهایت، شاعر به عظمت و رازآلودگی عشق اشاره کرده و آن را به عنوان دنیایی بسته و پرافتخار توصیف میکند.