نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است

ای دل ارخون در جگر داری برای امشب است

دست و پایی می‌توان زد مطلب دل گر یکی است

این دل بی‌دست و پا سردرگم صد مطلب است

وعدة پابوست از بس عقده‌ام بر عقده ریخت

جان گره گردید چون تبخاله اینک بر لب است

روز وصل دوستداران می‌کشد آخر به هجر

آفتاب صبح هر جا می‌رود رو در شب است

دیده‌ام فیّاض تا در پیچش آن موی میان

هر سر مو بر تنم در پیچش تاب و تب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساساتی چون عشق، فریب، و شگفتی را از زبان عاشق بیان می‌کند. شاعر می‌گوید که در نگاه معشوق، صبر و شکیبایی وجود دارد و زیبایی‌اش باعث فریب دل‌ها می‌شود. برای عاشقان، او مانند کودکی است که در دیدن زیبایی‌اش شگفت‌زده می‌شوند. همچنین، شاعر به تردید در عشق و دردهایی که از اشتیاق به معشوق دارد اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هر کسی در دنیای زیبایی‌ها فقط به او فرمان می‌دهد. اما در عین حال، وصل معشوق به سادگی امکان‌پذیر نیست و خواسته‌ها همیشه در دسترس نیستند. شاعر همچنین به غم و حسرتی که به خاطر دوری از معشوق دارد اشاره می‌کند و می‌گوید که در میکده، عشق و زیبایی او نظاره‌گر رقیب است.