نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حسن محجوب ز نظّاره خطرها دارد

پردة شرم کتانست و نظر مهتاب است

یارب از قوّت بازوی که پرتو دارد؟

برق این تیشه که در کوه و کمر مهتاب است

غیر امّید زیان سود ندارد فیّاض

سفر ما که در او بیم خطر مهتاب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که جنگ و جدل را کنار بگذارد. او چشم‌های محبوبش را تحسین می‌کند و از او می‌خواهد تا بند قبا را باز کند و خود را نشان دهد. شاعر تفاوت عشق و هوس را نمی‌داند و از محبوبش می‌خواهد که این تمیز را به او بیاموزد. او همچنین به زیبایی‌های محبوبش، مانند خال و خط و لبخند اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که با وجود او، زندگی چه لطیف و شیرینی دارد. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که چرا بدون محبوبش به موسیقی گوش دهد، زیرا حضور او همه چیز را زیباتر و دلپذیرتر می‌کند.