نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما

بادا فدای ناز تو عمر نیاز ما

یعقوب چشم بسته شکایت کند ز هجر

آخر ببین چه می‌کشد این چشم باز ما

دردا که روز عمر به آخر رسید و باز

آخر نمی‌شود غم دور و دراز ما

یک ذرّه در دل تو سرایت نمی‌کند

این نالة نفس گسل دل‌گداز ما

با آنکه نازنین جهانیّ و بی‌نیاز

غیر از تو کس نمی‌کشد ای دوست ناز ما

ما را زبان شکوة بیداد هجر نیست

داند نیازمندی ما بی‌نیاز ما

ما را زبان دیگر و تقریر دیگرست

فیّاض آشنا نشود کس به راز ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس عمیق longing و فاصله از محبوب است. شاعر به غیبت محبوب اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این غیبت باعث رنج و درد در قلب او شده است. او از درد هجر و احساس یأس صحبت می‌کند و به یعقوبی اشاره می‌کند که با چشمان بسته از دل‌تنگی فریاد می‌زند. همچنین بیان می‌کند که با وجود تمام دردها و مشکلات، محبوب او تنها کسی است که می‌تواند نیازهای او را برطرف کند. در نهایت، شاعر به گونه‌ای از احساساتش سخن می‌گوید که نمی‌تواند آن‌ها را به درستی بیان کند و فقط خودش از راز دردش آگاه است.