نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

دلم پای‌بند نسیم بهارست

جنون بر سر پای در انتظارست

خراشیده رخسارِ کاهیّ عاشق

به بازار خوبان زر سکه‌دارست

دل از مهر زلف و رخش برنگیرم

که از کفر و ایمان مرا یادگارست

مرا سوخت هجر تو صد ره ولیکن

همان دل به وصل تو امّیدوارست

چه شد یار فیّاض اگر با رقیب است

به کام توهم می‌شود، روزگارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره گذر زمان و تغییر فصل‌ها است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که با وجود اینکه فصل گل به پایان رسیده و چمن به خزان رفته، همچنان زیبایی و جذابیت یار در نظر او باقی‌مانده است. او به دلش هوای سفر دارد ولی نمی‌تواند برود. شاعر به لذت‌های زندگی اشاره می‌کند، حتی در تلخی‌ها، و به یادهایی از نوشیدنی‌ها و شیرینی‌ها می‌پردازد. در نهایت، شاعر به تفاوت در آرزوها و خواسته‌های خودش و یارش اشاره می‌کند و به نوعی بیان می‌کند که احساسات و آرزوهای آنها متفاوت است.