شمارهٔ ۱۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ما
ای ناله بیا دود برآر از قفس ما
امیدِ که سر در پی این قافله دارد؟
کز ناله خراشیده گلوی جرس ما
بگذشت چو برق از سر ما تیغ تو ای وای
کاین شعله نگنجید در آغوش خس ما
از دولت دیدار تو محروم بماند
در خلد اگر روزه گشاید هوس ما
هر چند ضعیفیم ولی از مدد عشق
در جلوه ز سیمرغ نماند مگس ما
جان پیشکش تست به شرطی که دم نزع
بر روی تو باشد نگه باز پس ما
فیّاض، که در قافله بر هم زن هوشست؟
کامشب همه مستانه سراید جرس ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تنگی نفس و سختیهای درونی خود سخن میگوید و از ناله و غم ناشی از دوری و جدایی از معشوقش مینالد. او به قدرت عشق اشاره میکند که علیرغم ضعف و ناتوانی، میتواند نیرویی بزرگ باشد. شاعر آرزومند دیدار معشوق است و جان خود را در این راه قربانی میکند، اما شرطش این است که نگاهش بر او باشد. در پایان، به شادی و جوانی که در قافله عشق وجود دارد اشاره میکند و امید به سرودن شادی و دستاوردهایی از آن دارد.