شمارهٔ ۱۲۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا به روی تو در غمکدة من بازست
به تماشای تو تا دیدة روزن بازست
در و دیوار چمن بر رخ من میخندد
من به این خوش که به رویم در گلشن بازست
بسته شد بیتو به حسرت همگی راه حواس
جز ره گوش که بر نغمة شیون بازست
بیتو هر چیز که در دل گذرد جان گزدم
چارجانب در این خانه به دشمن بازست
پا مکش از دم شمشیر شهادت فیّاض
که به اقلیم فنا این ره روشن بازست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر در وصف عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به زیبایی و ناز معشوق اشاره میکند و میگوید که تنها یک نگاه از چشم او برای به دام انداختن و کشته شدن کافی است. او احساسات عمیق خود را بیان میکند و میگوید که دیگر نمیتواند با غم و درد ناشی از عشق ادامه دهد. شاعر به زیباییهای عشق اشاره میکند و میگوید که نیازی به حرکات فریبنده و غمزههای زیاد نیست، بلکه یک بیتوجهی کافی است تا دل عاشق را تسخیر کند. در کل، شعر به احساسات شدید و پیچیدهی ناشی از عشق و دلبستگی میپردازد.