نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است

هر قطره شبنم گل بستان آتش است

جز دود بال و پر به مشامش نمی‌رسد

پروانه مدّتی است که مهمان آتش است

تکرار درس شعله کند تا سحر چو شمع

هر شب دلم که طفل دبستان آتش است

در آتش غم تو دلم بی‌ترانه نیست

آری سپند بلبل بستان آتش است

خون هزار طفل سرشکش به گردن است

این آستین که موجة طوفان آتش است

می‌میرد و قرار ندارد ز سوختن

یارب چه آتش است که در جان آتش است!

فیّاض طرّة علم آه سرکشم

پیوسته همچو دود پریشان آتش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به تصویر کشیدن شدت و عمق احساسات عاشقانه و غمناک پرداخته است. شاعر با استفاده از نماد آتش، जिन्हें به عنوان عشق و درد توصیف می‌کند، به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقش می‌پردازد. او اشاره می‌کند که عشق می‌تواند همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد و حتی باعث ایجاد حسرت و بی‌قراری در دل عاشق شود. همچنین، احساساتی چون خشم و غم در این شعر نیز به وضوح حس می‌شوند، به طوری که شاعر تمام این احساسات را به آتش نسبت می‌دهد و آن را نمادی از عشق و عذاب خود می‌سازد. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی و وجود انسان‌ها اشاره دارد.