شمارهٔ ۱۳۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تجرید و تجرّد ره کاشانه عشق است
هر خانه که بر دوش کنی خانه عشق است
گوشی شنوا جوی اگر مرد سماعی
آفاق پر از نغمة مستانة عشق است
مجنون پی آوارگی از خانه عبث رفت
آوارگی آنست که در خانة عشق است
آن شعله که عالم همه پروانة اویند
ای کاش بدانند که پروانة عشق است
بیپرده نهانست رخ عشق در آفاق
این بارگه عام نهانخانة عشق است
عشق است خرابی که عمارت نپذیرد
معمورة عالم همه ویرانة عشق است
دل از کف آشفته دماغان نرباید
آرایش زلفی که نه از شانة عشق است
پیران حقیقت همه طفلان طریقند
پیر خرد آنست که دیوانة عشق است
فیّاض سرانگشت تو دور از لب ما باد
کس محرم ما نیست که بیگانة عشق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با احساساتی عمیق و شاعرانه به عشق و زیبایی معشوقهاش میپردازد. او از کمان خوشفرمی صحبت میکند که به گوش معشوقهاش آویخته شده و زیباییهای او را توصیف میکند. همچنین اشاره میکند که معشوقهاش به قدری زیباست که عشق را در دل عاشقان بینگاه میسازد. شاعر به توصیف جلوههای لطیف و دلانگیز معشوقهاش میپردازد و تصاویری زیبا از عشق و زندگی عاشقانه را به تصویر میکشد. در نهایت، او با اشاراتی به آغوش و نزدیکی، از شوق و اشتیاقی که در دل دارد صحبت میکند.