شمارهٔ ۱۳۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است
آشفتگی گلی است که مخصوص سنبل است
ناز بهار چند کشم از برای گل
فصل خزان خوشست که هر برگ او گل است
مخصوص ماست از نگه کنج چشم یار
نازی که دست پرور چندین تغافل است
مرهمپذیر کی شود از ترّهات زاغ
داغ دلم که تازه ز آواز بلبل است
گشتیم بر حواشی خط دقتی نداشت
پیچیدگی نتیجة زلفست و کاکل است
موسیِّ ما تمنّی دیدار میکند
آماده باش طور که وقت تزلزل است
تشبیه دل به مشت گل کعبه کی رواست
فیّاض هان خموش که جای تأمّل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و آتش دل میگوید. شاعر با توصیف احساسات خود، از درد فراق و سختیهای عشق سخن میگوید. او به خطرهای مسیر عشق اشاره میکند و میگوید که باید با دقت و احتیاط پیش رفت، زیرا این راه پر از چالش است. همچنین، به غم و اندوه اشاره دارد و تأکید میکند که در این دنیا، کمتر کسی از غم دل آسوده است. در نهایت، او به صحبت از حال و احوال خود و دیگران میپردازد و به این نکته اشاره میکند که در این زندگی، ما تنها بر اساس تجربههای خود زندگی میکنیم.