شمارهٔ ۱۴۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا بوی زلف یار در آبادی منست
هر لب که خندهای کند از شادی منست
بالم وداع جلوة پرواز میکند
یارب دگر که در پی صیّادی منست؟
دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا
هر نقش پی که گم شده در وادی منست
از ناله رخنه در جگر سنگ میکنم
کو بیستون؟ که نوبت فرهادی منست
فیّاض هر چه در صف زلف گفتهام
در شعر کارنامة استادی منست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی پیچیدگیها و چالشهای عشق و زندگی میپردازد. شاعر عشق را به عنوان جستجوی یار و چیزی که نیاز به تلاش و صبر دارد، توصیف میکند. او میگوید که آسان کردن مشکلات ظاهراً ساده است، اما پشت عشق، واقعیات دشوار و چالشهایی نهفته است. همچنین، یادآور میشود که کسب علم نیاز به صبر دارد و بیان نادانستهها در این زمینه دشوارتر است. شاعر به زیباییهای عشق و زندگی اشاره میکند و میگوید که خوشبختی و آرامش در سایههای خطر نیز ممکن است. در نهایت، این شعر تجلی عشق و مشکلات آن را به تصویر میکشد و به اهمیت صبر و تلاش در این مسیر اشاره دارد.