شمارهٔ ۱۶۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امشب دگر نگاه کجت جاودانه است
کج مج زبانی سر زلفت بهانه است
رخشت که زیر پا فلکش برقرار نیست
سرگرم کرده نگهت، تازیانه است
سرسبز باد قامت نخل بلند تو
کاندر میان سبزقبایان یگانه است
بانگ نماز مژدة سیماب میدهد
در گوش من که حلقه به گوش ترانه است
فیّاض جان فدایش اگر میکنی سزاست
معشوق من که هر سر مو عاشقانه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وفاداری و عشق عمیق به معشوق اشاره میکند و میگوید که این عشق هرگز از دلش نرفته است. او به ناپایدار بودن دنیا و فنا اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز از کیسه درویش کم نشده است. همچنین از زاهدان یاد میکند که هرگز از شوق و شادی مستان دست برنمیدارند و در نهایت، بیان میکند که تلاش همه برای رسیدن به مقصدی است که به یأس ختم میشود و هیچکس در این مسیر پیشرفت نکرده است. شاعر در انتها به لذتهای زندگی و احساسات عمیق درونی اشاره میکند که همچنان باقیماندهاند.