شمارهٔ ۱۶۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکیست
بینوایان را چراغ خانه و محفل یکیست
لطف فرما ناوکی هر جا فرود آید خوشست
قدر تیر غمزهات در دیده و در دل یکیست
دشمنیهای دو عالم با من از بیداد اوست
گرچه صد شمشیر بر سر میخورم قاتل یکیست
نخل عشرت در دل من بار حسرت میدهد
هر چه میکارم درین در گشته ده حاصل یکیست
رحمت عام تو هرگز شامل فیّاض نیست
آخر این بیدل هم از یاران پا در گل، یکیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و دردناک شاعر است. شاعر به زیبایی و جذابیتی اشاره میکند که عشق معشوقش در او ایجاد کرده است. او از زخمهای تلخی که نگاه معشوقش بر دل او گذاشته، سخن میگوید و از ناتوانی در کنترل احساساتش. شاعر به وضعیتی اشاره دارد که در آن عشق و زیبایی معشوقش او را در خواب و بیداری گرفتار کرده است و جهانیان را حیران از حال و روز او میبیند. تمام این ابیات نشاندهنده عشق عمیق و دردناک و همچنین لذت و زجری است که این عشق به همراه دارد.