شمارهٔ ۱۷۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
رنگ حیا به چهرة محجوب او شکست
دل کرد آرزو که ببوسد لبش به خواب
صد جا ز بیم، رنگِ رخ آرزو شکست
چون گل جگر ز هجر ویم لخت لخت ریخت
دل همچو غنچه در غم او تو بتو شکست
تن خاک گشت و جان به هوای تو پایدار
صد شکر می نریخت اگرچه سبو شکست
فیّاض چون نهان کنم این غم! که بارها
رنگ رخ مرا نگهش رو به رو شکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس عمیق و عذابی که در عشق به دوست دارد سخن میگوید. او به درماندگی و شرمساری خود و دلش اشاره میکند که به خاطر عشق، در معرض ناز و محبت دوست قرار گرفتهاند. شاعر از بیقراری و نیاز به وصل با دوست میگوید و احساس میکند که برای رسیدن به آن، باید از خودگذشتگی کند. در نهایت، عشق را به عنوان وزنی سنگین میبیند که شرم بیش از حدی را به بار آورده است.