نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از هستی تو عالم دیوانه پر شدست

در خانه نیستی وز تو خانه پر شدست

عالم فشرده‌اند که آدم سرشته‌اند

خم‌ها تهی شدست که پیمانه پر شدست

کردم ز صد در از پی دل التماس غم

تا خوشه خوشه خرمن این دانه پر شدست

محرومیم چسان نفزاید ز مجلسی

کز آشنا تهی وز بیگانه پر شدست!

یک عشوه بیش نیست که دل‌های خلق ازو

هر یک به عشوه‌های جداگانه پر شدست

شمع که بر فروخت درین انجمن که باز

مجلس ز جلوه پر پروانه پر شدست!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان حالاتی از عشق و طاعت می‌پردازد. او می‌گوید که بی‌تابی و تشنگی در طاعت وجود ندارد و زاهدان خشک نیز بدون محبت نمی‌توانند حقیقت را درک کنند. احساسات عاشقانه و درد دل از نبودن معشوق و انتظار برای دیدار او به تصویر کشیده شده است. همچنین، بیان می‌شود که در غم معشوق، حتی اگر دستیار و فیضی باشد، در هیچ‌کجا خبری از آرامش و تسکین نیست. به‌طور کلی، این اشعار روح سرگشتگی و نیاز به وصال را منعکس می‌کند.