شمارهٔ ۱۸۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
جز نوای درد دل از هم شنفتن رسم نیست
چین زابرو برنداری زانکه در گلزار حسن
غنچههای چین ابرو را شکفتن رسم نیست
عاشقان را درد دل پیوسته پیش گلرخان
گرچه گفتن رسم هست اما شنفتن رسم نیست
طرفه رسم است و عجب قانون که در دیوان عشق
دم زدن آیین نه و مطلب نهفتن رسم نیست
زخمیان شوق را در خوابگاه اضطراب
جز به روی بستر الماس خفتن رسم نیست
هر چه هست از دل برون کن جز تمنّای ملال
کاین غبار از چهرة آیینه رفتن رسم نیست
گر اثر فیّاض خواهی از دعا در ناله کوش
کاین گهر را جز به نیش ناله سفتن رسم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و ارتباط با معشوق میپردازد. او بیان میکند که هیچ موجودی نمیتواند جایگزین دیدار معشوقش باشد و درد و مشکل خود را جز در آغوش او درمان نمیکند. همچنین اشاره میکند که آزادی واقعی در گرو وابستگی به معشوق است و عشق واقعی چیز دیگری است که نباید آن را محدود به خود کرد. در نهایت، شاعر به مقام و ارزش معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی و عشق او از شایستگیهای بزرگتر است و جای او در جایگاههای بالاتر از هر گل و زیبایی دیگر قرار دارد.