نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست

هیچ خصمی در جهان چون خصمی هم‌پیشه نیست

شیشه در هم‌چشمی دل سرزنش‌ها می‌کشد

کانچه دل آماده دارد بهر ما در شیشه نیست

در دل ما سبز می‌خواهد تمنّا تخم خام

ریشة عیشی که در بوم و بر این بیشه نیست

بیستون برداشتن موقوف زور دیگرست

بازوی عشق ار نباشد جوهری در تیشه نیست

ریشة غم در دل فیّاض از بس محکم است

نیست جایی در سراپای تنم کاین ریشه نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به عواطف و تجربیات عاشقانه و پیچیدگی‌های عشق اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که در غیبت معشوق، هیچ لذتی در میش و جام نخواهد بود و زیبایی‌های عشق تنها در دوستی‌ها و وابستگی‌ها شکل می‌گیرد. همچنین، اشاره می‌کند که هر نوع هرج و مرجی در دل او وجود دارد و هیچ آفتی جز مشکلات زندگی در خانه نیست. عمیقاً به بیگانگی در عشق و ارزش‌های روحانی اشاره شده و تأکید می‌کند که باید به دل خود گوش کرد و از ظواهر دست کشید. در نهایت، شاعر به این نکته می‌پردازد که دنیا نمی‌تواند بر دیوانگی عشق غلبه کند و محبت واقعی فراتر از مادیات است.