نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت

بر رخ هزار پرده به رنگ حجاب داشت

در دست داشت بهر تماشای حسن خویش

آیینه‌ای که حوصلة آفتاب داشت

آیینه شد زعکس رخش آفتاب‌پوش

با آنکه رخ هنوز درون نقاب داشت

خورشید در شکنجة تاب از رخ تو بود

روزی که التفات تو با ما عتاب داشت

هر مطلع بلند که می‌خواند آفتاب

روی تو در بدیهه هزارش جواب داشت

امشب که روشناس اثر بود آه ما

بیدار بود بخت ولی دیده خواب داشت

در کاروان فیض متاع زیان نبود

فیّاض صبح ما ز چه در شیر آب داشت!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره می‌کند. او در شب گذشته، در حالی که روشنایی چهره محبوبش را می‌دید، احساساتی عمیق و تجلی زیبایی را تجربه کرده است. اشک‌هایش به یاد معشوق، بوی خوش گلاب را به خاطر می‌آورند و خود را غرق در شور و شوق زیبایی او می‌یابد. شاعر همچنین به عدم درک کامل زیبایی معشوق اشاره می‌کند و بر این باور است که دیگران نمی‌توانند عمق جمال او را بفهمند. در نهایت، یاد معشوق و تأثیر او در خواب و بیداری اشعار او را پر کرده است.