نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت

چشم ترم در آب گل آفتاب داشت

از شور بلبلان چمنی داشتم که دوش

اشکم به یاد روی تو بوی گلاب داشت

لبریز حسن شد ز فروغ جمال تو

در طالع آینه نظر آفتاب داشت

کی فهم کس به کنه جمال تو می‌رسد

شوقم همیشه چشم به حسن نقاب داشت

فیّاض یاد آن که چو می‌کرد خواب ناز

چشمی به چشم عاشق و چشمی به خواب داشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جدایی و بیگانگی در روابط انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید که یا باید از این بیگانگی دوری کرد، یا باید از درون با یکدیگر هماهنگ‌تر بود. او به تأثیرات کوچک و بی‌اهمیت اشاره می‌کند و اینکه انسان‌ها باید با دقت بیشتری به رفتارهای یکدیگر توجه کنند. در ادامه، شاعر از عقل و دیوانگی سخن می‌گوید و بر تغییرات احساسات و رفتارهای انسانی تأکید می‌کند. او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که روابط انسانی باید به گونه‌ای باشد که در آن محبت و دوستی حاکم باشد و هر فردی به دیگری احترام بگذارد و در فهم یکدیگر تلاش کند.