شمارهٔ ۱۹۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یا بمن خود را ازین بیگانهتر بایست داشت
یا مرا با خویش یکرنگانهتر بایست داشت
من که جَستم دانهریزیها چه تأثیرم کند
صید را در دام، غمخوارانهتر بایست داشت
عقل غارت کردهتر چندان که لطف آمادهتر
پارهای دیوانه را دیوانهتر بایست داشت
پنجة بیطاقتی برتافت آخر زور صبر
اندکی این خانه را ویرانهتر بایست داشت
بر تو دست این دشمنان از دوستیها یافتند
خویش را زین محرمان بیگانهتر بایست داشت
خواستی از روی معنی جا کنی در طبع من
پاس این صورت ترا رندانهتر بایست داشت
یا ترا یک پیرهن یارانهتر بایست بود
یا مرا یک پرده بیتابانهتر بایست داشت
خویشداریها عجب مردانه صیدم کرده بود
حیف، صیدی این چنین مردانهتر بایست داشت
شعله را سوز از پر پروانه افزونتر خوشست
شمع را فیّاض ازین پروانهتر بایست داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق عاشقانهاش میپردازد. او از منظرهای زیبای چمن و گلها حرف میزند و به تاثیر عطر یوسف و زیباییهای طبیعی اشاره میکند. شاعر به کیفیت رابطهاش با معشوق اشاره میکند و از حسرت و عشق در دلش سخن میگوید. همچنین، او به تضاد بین وجود معشوق و فقدان خودش اشاره دارد و ابراز میکند که عشقش به او باعث رشد ایمان و دلسوزیاش شده است. در نهایت، شاعر به زیبایی و ناز معشوقش تاکید میکند و عشق را با عواطف و تجربیات شخصیاش پیوند میدهد.