شمارهٔ ۲۰۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
ورنه از ما سر مو آن مژه تقصیر نداشت
سعی کردیم و گره وا نشد از رشتة کار
پنجة چارة ما ناخن تأثیر نداشت
دل گرفت از چمن امشب که گرفتار ترا
صوت بلبل اثر نالة زنجیر نداشت
گلشن عشق هوا داشت ولی در چمنش
پا کشیدیم که یک گوشة دلگیر نداشت
سر ز سودای تو بیرون نبرد کس فیّاض
هرگز این خواب پریشان تو تعبیر نداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دردی عمیق و تجربیات عشق را به تصویر میکشد. او به زیبایی و زیباییهای عشق اشاره میکند و به زوال ایمان و دینی که عشق ایجاد میکند، میپردازد. همچنین بیان میدارد که عشق ممکن است درد و خطراتی به همراه داشته باشد، اما در عین حال، او از احساسات و اضطرابهای عاطفی خود سخن میگوید. شاعر به تنهایی و ناامیدی خود در نبود معشوق اشاره کرده و نشان میدهد که عشق، گاهی تنها به بحران و اندوه میانجامد. نهایتاً، او اشاره میکند که عشق او را به تصاویری از جمال و زیبایی میکشاند، اما در عین حال این عشق میتواند خشک و بیثمر باشد.