شمارهٔ ۲۰۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
کسی چون خرد دستگاهی نداشت
به سرّ قَدَر لیک راهی نداشت
گنه میپسندند از آدمی
وگرنه فرشته گناهی نداشت
جمال ازل پیش از ایجاد عشق
شهی بود اما سپاهی نداشت
گناه اسیران به دیوان حشر
چو زلف بتان عذرخواهی نداشت
نگردید تا آه عاشق بلند
سپهر برین تکیهگاهی نداشت
ز فرماندهان غیر سلطان عشق
کسی همچو دل بارگاهی نداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و دردهای ناشی از آن بیان میکند. او از غم و حسرتی که در دل دارد سخن میگوید و در عین حال به سرنوشتش که در عشق ناکام مانده، اشاره میکند. عشق او به معشوقش به او آرامش نمیدهد و به جای دوایی برای دردها، تنها حسرت را به جا میگذارد. او بیان میکند که با وجود نداشتن وصال، همچنان در حسرت آن مانده است و دردی که در دل دارد مانند یک زخم مغفله است. شاعر به شدت تحت تأثیر زیبایی و غیرت معشوقش قرار دارد و میگوید که این عشق او را به نابودی نزدیک کرده و هیچ نشانهای از صبر و شکیبایی برایش باقی نگذاشته است. در نهایت، این اشعار نشاندهندهٔ یک عشق عمیق و پر از درد و حسرت است.