نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سفر عمر زیانست و درو سود عبث

حسرت بود چو اندیشة نابود عبث

کس درین مرحله یارب به چه خرسند شود؟

فکر معدوم عبث حسرت موجود عبث

دل ازین دانش بیجا به مرادی نرسید

هر چه گفتیم و شنیدیم عبث بود عبث

عمر طی گشت و به جایی نرسیدیم آخر

قدم سعی درین بادیه فرسود عبث

طول عمر تو اگر عرض ندارد چه هنر

تار در جامه بود بی‌مدد پود عبث

پا ازین مرحله دانسته کشد مرد خدا

قدم معرفت این راه نپیمود عبث

کاش در راه عدم همرهی پا می‌کرد

سر که فیّاض به پای همه‌کس سود عبث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مشکلات و سختی‌های زندگی پرداخته و از نبود خوشی و سازگاری در دهر گلایه می‌کند. شاعر از ناامیدی و بی‌رحمی روزگار و همچنین عدم توجه محبوب به خود سخن می‌گوید. او اشاره می‌کند که در رابطه با عشق، موانع و مشکلات زیادی وجود دارد که مانع شادابی و آرامش می‌شود. در نهایت، شاعر با lament کردن بر سر ناامیدی و انتظار بدون نتیجه، به این نتیجه می‌رسد که ارتباط با محبوب و عشق واقعی نیز با چالش‌های فراوانی همراه است.