نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث

این تیره‌روزی ما دارد هزار باعث

در دهرِ نامساعد راحت چه گونه بینم

نه آسمان موافق، نه روزگار باعث

کس غم چه‌سان نبیند، کس شاد چون نشیند؟

این را هزار مانع، آن را هزار باعث

در ترک مطلب آمد آسوده دل نشستن

بی‌مطلبی نخواهد در هیچ کار باعث

هر جا که کارفرما عشق است و عشق صادق

بی‌قدر شد مرجّح بی‌اعتبار باعث

ما را به بازدیدی ننواختیّ و گردید

هم منفعل تماشا هم شرمسار باعث

در وعدة تو فیّاض گر چشم باخت لیکن

کس را گنه نباشد شد انتظار باعث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دردها و رنج‌های ناشی از عشق و جدایی می‌پردازد. شاعر از درمان ناپذیری بیماری عشق و بی‌فایده بودن تلاش‌های طبیبان سخن می‌گوید. او به احساس تشنگی شدید و ناامیدی در برابر دردهای عاطفی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ دارویی نتوانسته او را تسکین دهد. عشق مانند بیماری مزمنی است که عقل را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تنها راه چاره، صبوری و مدارا با این درد است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که شوق و آرزو همچنان در او وجود دارد و این احساسات موجب افزایش درد و نیاز به درمان می‌شود.