شمارهٔ ۲۳۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح
لعل لبی به خنده گشا در جواب صبح
سر بر ندارد از سر بالین دگر ز شوق
یک شب چو آفتاب گر ایی به خواب صبح
چون تیغ نازِ جلوه دهی در کف نگاه
اندازد آفتاب سپر را در آب صبح
طفلی هنوز وقت جهانسوزی تو نیست
گرمی به اعتدال کند آفتاب صبح
یک شب که هست پیش تو فیّاض را درنگ
زین گونه از برای چه باشد شتاب صبح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است. شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر خود میپردازد. صبا (باد) را به عنوان نمادی از عشق و زیبایی معرفی میکند که در بین زلفهای معشوق میوزد. او از درد و عذاب عشق صحبت میکند و بر خلاف میلش، به معشوق فکر میکند. همچنین، شاعری نسبت به نگاههای معشوق و تاثیری که بر او دارد، احساس آسیب و هیجان را بیان میکند. در کل، این شعر به تجلی هیجانات عاشقانه و ناتوانی در کنترل احساسات میپردازد.