شمارهٔ ۲۳۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شتاب شام سیهچرده و صباح صبیح
بدین درنگِ تو دارد کنایههای صریح
لغتشناس صحاح زبان حال نیی
و گرنه سوسنِ خاموش قایلیست فصیح
بلند جامة اقبال و پست قامت عمر
بود به پست قدان، جامة بلند قبیح
ضعیفْ حجتْ عمر و قویْ دلایلْ مرگ
چرا نمیفهمی مطلبی بدین تنقیح
بدین سراچة فانی چه اعتماد بقاست
کنون که یافت فنای تو بر بقا ترجیح
مسبّحان فلک در صوامع ملکوت
ز تار زلف تو سازند رشتهٔ تسبیح
جواب تست زبان بستن از سخن فیّاض
چه لازمست به منع تو بیش ازین تصریح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به هشدار دادن به کسی میپردازد که به خود اجازه نمیدهد در برابر قدرتها و پهناوری آسمان گستاخی کند. شاعر میگوید که کاخها و موفقیتهای افراد برای آنها ساخته شده و ما نباید به خود اجازه دهیم که انتظارات غیرواقعی داشته باشیم. همچنین اشاره میکند که تلاشهای ما برای تغییر سرنوشت و وضعیت زندگیمان ممکن است بیثمر باشد و دلی نرم و آسیبپذیر نمیتواند صدای نالهٔ ما را بشنود. در پایان، با مثالی از تنگی گلوی شیشه، نشان میدهد که گاهی اوقات، با وجود فضا و امکانات، وقتی وضعیت خراب است، هیچ فایدهای نخواهد داشت.