شمارهٔ ۲۲۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بیلبت حرام بر اهل کلام بحث
عشق تو کرده در همه عالم تمام بحث
اشراقیان مدرسة عشق را بود
جز با زبان گوشة ابرو حرام بحث
سیمرغ معرفت نشود صید حرف (و) صوت
بر بام این هوس چه نهد هرزه دام بحث
گشتیم بر رسایل دانش تمام و بود
هم نارسا دلایل و هم ناتمام بحث
برداشت یار پرده و شد گفتگو تمام
مطلب چو کشف شد چه دلیل و کدام بحث؟
ای ذرّه از رخ تو به خورشید در جدل
زیباست از لب نمکینت مدام بحث
فیّاض فهم اگر نکنی حرف من مرنج
ناپخته مطلبی است پریشان و خام، بحث
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف عمیق شاعر درباره درد و رنجش اشاره دارد. شاعر میگوید که به کمکهای دینی یا مرهمهای ظاهری نیاز ندارد، زیرا زخمهایش از نوعی است که به هیچ درمانی جواب نمیدهد. او از دشواریهای زندگیاش و غم و اندوهش صحبت میکند و به ستوه آمده است. شاعر همچنین به بیتوجهی زمان و سرنوشت اشاره میکند و از حالات خود، مانند اشکبار بودن، سخن میگوید. در کل، احساس تنهایی و عدم تاثیرگذاری کمکهای دیگران در برابر درد او در این اشعار مشهود است.