شمارهٔ ۲۳۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح
تا جرعة فیضی کشم از جام زر صبح
در فیض سحر درج بود دولت جاوید
اقبال دهد باج به دریوزهگر صبح
آفاق به نور گهر خویش بگیرم
چون مهر اگر گام زنم بر اثر صبح
پرواز کند با نفسم طایر معنی
خورشید تواند که شود همسفر صبح
دربسته به ما صبح درآ از در یاری
تا باز گشاییم به هم قفل زر صبح
بگشای گریبان و سحر کن شب ما را
تا چند توان گشت چنین دربدر صبح
اکنون که نوا بر لب فیّاض گره شد
با مرغ سحرخیز که گوید خبر صبح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی تناقضات زندگی و مرگ میپردازد. او به شتاب گذر عمر و سرانجام آن اشاره میکند و از ناپایداری و فانی بودن زندگی سخن میگوید. شاعر به عدم درک حقیقت مرگ و زندگی از سوی انسانها میپردازد و میخواهد که به این واقعیتها توجه بیشتری شود. او همچنین بر نقش و تأثیر زیبایی و جذابیت در زندگی اشاره دارد و در نهایت به نیاز به گفتگو و بیان حقیقتها تأکید میکند.