نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ

مکن چنین به خود این هرزه‌گرد را گستاخ

چو با خیال تو بزمی کنم به خلوت دل

نفس به سینه نیارد نهاد پا گستاخ

شهید زهر نگاهی شدم بگو زنهار

که استخوان مرا نشکند هما گستاخ

چنین که راه هوس بسته، درنمی‌آید

خیال بوسه در اندیشة حیا گستاخ

مهابت نگه یار را چه شد فیّاض

که می‌گزد لب درد مرا دوا گستاخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به زیبایی فصل بهار و گل سرخ را توصیف می‌کند. شاعر از بارش باران بهاری و جوانه زدن گل‌ها صحبت می‌کند و احساس شادی و عشق را در این فصل ابراز می‌کند. او همچنین به تضادی که بین رنگ زرد گل‌ها در پاییز و رنگ سرخ گل‌ها در بهار وجود دارد اشاره می‌کند. در پایان، او به تمایل خود به گل‌های زرد در کنار یاران گل سرخ نیز اشاره می‌کند، که نشان‌دهنده یگانگی با طبیعت و عشق به زیبایی است.