نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ

که کرده‌اند برای کسی بلند این کاخ

عجب که کام خود از آسمان توانی دید

که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ

اثر ندارد هر چند گوش گردون را

به دست ناله دریدیم پرده‌های صماخ

سرایتی به دل نازک تو نتواند

اگر چه گریة من سنگ می‌کند سوراخ

گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیّاض

چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و زیبایی می‌پردازد. او بیان می‌کند که هر کسی که برای عشق و زیبایی معشوق خود از خودگذشتگی کرده، حتی اگر سرش را در این راه باخته، اعتراض ندارد. زلف معشق به عنوان نشانه‌ای از جذابیت و تسلط او بر عاشق، توصیح داده می‌شود. چشمان عاشق نمی‌توانند از دیدن زیبایی معشوق غافل شوند، و در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که عشق واقعی با وجود دشواری‌ها، همچنان ادامه دارد. در کل، این اشعار به عمق احساسی و جذابیت‌های عشق و زیبایی می‌پردازد.