نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!

ترا به کشتن عشّاق کاش سر گنجد

چه غم ز تنگ‌دلی‌های من محبَّت را

به ظرف تنگ‌تر این باده بیشتر گنجد

میان شعله و پروانه این مسافت نیست

که در میانه حجابی ز بال و پر گنجد

میانة من و او اتّحاد از آن بیش است

که در میان ره آمد شد نظر گنجد

محبّتم به دلش جا اگر کند فیّاض

عجیب نیست، که در سنگ هم شرر گنجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر دلتنگی و دوری از معشوق است. شاعر اشاره می‌کند که هرچند معشوق از او دور است، اما در دل او نزدیکی بیشتری دارد. او با زخم‌هایی که ناشی از تیر عشق است، مواجه است و حتی بهترین داروها نمی‌توانند این درد را درمان کنند. شاعر می‌گوید که در کوی معشوق، حتی نور خورشید هم از دور می‌شود و پرتو آن به سختی قابل دیدن است. همچنین به زیبایی و شرم معشوق اشاره می‌کند که گل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نهایت، شاعر از محنت و درد خود در ایام عید می‌گوید و بدین ترتیب، عید را به ماتم تبدیل می‌کند.