نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

وصل شد باعث جدایی ما

خصم ما گشت آشنایی ما

گرد ما هم به دامنی نرسید

چه رسا بود نارسایی ما

در چمن بال بسته‌تر گشتیم

دام خندید بر رهایی ما

دل نهادِ شکستگی شده‌ایم

چه گران است مومیایی ما

زین که ما را به هیچ کس نخرید

چه عیان شدگرانبهایی ما

دوست را کرده‌ایم دشمن خویش

سخت واباخت کیمیایی ما

سخت کاریست سد دل گشتن

مفت ما بود ناروایی ما

ما که امّید گم شدن داریم

کی کند خضر رهنمایی ما!

غم به ما خوش نیاز پاشی کرد

تازگی داشت دلربایی ما

هر چه هم داشتیم باخته‌ایم

مایه برداشت بینوایی ما

وصل ما خوش نکرد دل فیّاض

دل مگر خوش کند جدایی ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس جدایی و غم ناشی از نرسیدن به وصال است. شاعر از آشنایی که باعث جدایی‌شان شده می‌گوید و به نارسایی‌هایی که در روابطشان وجود داشته، اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که علیرغم آرزوهایشان، نتوانسته‌اند به هم برسند و در عشق دچار درد و رنج شده‌اند. احساس شکست و بی‌ارزشی در روابطشان، که به دشمنی با دوستان و نداشتن رهنما منجر شده، نیز در شعر نمایان است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که جدایی و دوری، خوشحالی و آسایش را از آن‌ها گرفته و زندگی‌شان را به ناکامی کشانده است.