شمارهٔ ۲۵۰ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا نکتة رنگینِ ادا جوش برآورد
خون در رگ اندیشة ما جوش برآورد
ناپختگیی داشت جنون پیشتر از ما
این باده به خمخانة ما جوش برآورد
هر موی جدا بر تنم آراسته باغی است
یاد تو ز هر موی جدا جوش برآورد
پیغام تو هر موی من از داغ برآراست
شاخ گلم از باد صبا جوش برآورد
با آنکه ز کافرمنشی زخم نخوردم
خونم ز مزار شهدا جوش برآورد
بیتابم و آتش به ته پای ندارم
این دیگ ندانم ز کجا جوش برآورد!
با آنکه نخوردم ز کسی نیش، چو فیّاض
خون گلهام از مژهها جوش برآورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید. او احساس میکند که غم و اندوهش به شدت اذیتش میکند و حسرت بر دلش نشسته است. از سویی دیگر، در جستجوی امید و ایمان است و به مهر خداوند امیدوار است. او همچنین نشان میدهد که با وجود سختیها و مشکلات، به راحتی میتواند از آنها عبور کند و صبر داشته باشد. در نهایت، او میخواهد از نالههای بی سر و صدا و دردهای پنهانش بگوید، اما میداند که ناامیدی و ضعف نمیتواند او را به عقب برگرداند.