شمارهٔ ۲۵۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
دلم هنگامة اهل جنون را مضطرب دارد
به من گرم تواضع آن بت و اشکم سراسیمه
که گرمی کردن خورشید خون را مضطرب دارد
چه سان پنهان کنم مهر تو بر اغیار سنگین دل!
که غمهای تو بیرون و درون را مضطرب دارد
به حال کس نمیپردازد از بس بیقراریها
چه یارب این سپهر سرنگون را مضطرب دارد؟
فلک از نالة فیّاض اگر درهم شود شاید
که زخم تیشه کوه بیستون را مضطرب دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده عمق احساسات عاشقانه و دردهای دل شاعر است. او در تصویر سازی از ابرو و کمان معشوقش، به عشق و زیبایی او اشاره میکند و میگوید که حتی اگر سوز درونیاش پنهان باشد، اما همیشه نمایان است. شاعر در ارتباط با دلش میگوید که از شدت احساساتش، دلش مانند سنگ شده و از گریهاش سوراخ سوراخ است. او به آرزوهایش برای رسیدن به معشوق و عدم دسترسیاش به او اشاره میکند و با بهرهگیری از توصیفاتی زیبا، به بیتابی و شوقش برای وصال معشوق میپردازد. در نهایت، شاعر حسرت داشتن عشق و زیبایی معشوق را در دل دارد و میگوید که اگر امکانش بود، از این عشق لذت میبرد.