شمارهٔ ۲۶۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟
که آتش نیز در عهد رخش خاکی به سر دارد
نگاهی گر کند با ناز صد ره مصلحت بیند
چو من، سر رشتة او نیز بدخویی دگر دارد
چنین کز ناتوانی در رهش از پای افتادم
مگر باد صبا گرد مرا از خاک بر دارد
کجا آزادی اندر خواب بیند ناتوان مرغی
که دام خویش با خود در شکنج بال و پر دارد
کسی حسرت برد فیّاض را بر بیکلاهیها
که دایم بر سر از دولت کلاه درد سر دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف عشق و عذابهایی که از آن ناشی میشود، پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری چون تیغ و خنجر، به شدت احساساتش را نسبت به معشوق بیان میکند و از ترس و ناامیدی که در دل دارد، سخن میگوید. او به زیبایی ابروهای معشوق اشاره میکند که در قلبش تأثیر عمیقی دارد، اما از آسیبهایی که ممکن است از نگاه او متحمل شود، میترسد. اشعار همچنین به تنهایی و درد ناشی از دوری از محبوب و عواقب عشق اشاره دارد و در نهایت تأکید میکند که انسان باید از فریب زیباییهای ظاهری دوری کند زیرا ممکن است عواقب خطرناکی در پی داشته باشد.