شمارهٔ ۲۶۸ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
ز رنگ شعله دانستم که بیم خوی او دارد
گمان داری که آزادند نزدیکان او؟ نه نه
گرهبند قبا پیوسته در پهلوی او دارد
نگه در دیده میدزدم که دارد عکس او در بر
نفس در سینه میپیچم که بوی موی او دارد
نمیبیند ز شرم عکس در آیینه هم گاهی
دل عاشق مگر آیینهای بر روی او دارد!
چرا قفل گره در زنگ دارد خاطر فیّاض؟
کلید یک جهان دل گوشة ابروی او دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تفاوت بین عاشق و عارف اشاره میکند. عاشق کسی است که در کنار محبوب خود قرار دارد و عارف کسی است که به معرفت و حقیقت دست یافته است. بلبل از باغ به دل عاشق میآید و به روایتی اشاره میکند که چون غنچهای عطر دارد، دل عاشق را جلب میکند. شاعر از چالشهایی که در مواجهه با محبوبش دارد سخن میگوید و به زیبایی میکده و ساقی آنجا اشاره میکند. در پایان، او به اشکهایی که از دلش برمیخیزد و در واقع وضویی از خون گل و لاله است، اشاره میکند. شعر به زیباییهای عشق و تألمهای آن پرداخته است.