نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چمن بی‌تو فیض هوایی ندارد

دماغ گلستان صفایی ندارد

تبسّم ندارد چرا غنچه بر لب

چرا بلبل امشب نوایی ندارد؟

شکوفه اگر بر کشیدست خود را

که در چشم ما بی‌ تو جایی ندارد

ز شاهی چه لذّت برد پادشاهی

که روی دلی با گدایی ندارد؟

چه حظّی توان کرد فیّاض هرگز

ز شعری که حسن ادایی ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبت و بی‌محبتی معشوق می‌گوید و توصیف می‌کند که چشمان معشوق خواب و هشیاری ندارد و به نوعی بی‌تفاوتی نشان می‌دهد. شاعر از درد و رنج‌های خود در عشق سخن می‌گوید و احساس می‌کند که حتی اگر معشوق با او باشد، هیچ نشانه‌ای از محبت و توجه واقعی ندارد. او به ناکامی در برقراری ارتباط عاطفی اشاره می‌کند و به دلایل مختلفی چون بی‌وفایی و بی‌تفاوتی معشوق، حسرت و اندوه خود را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر از ناتوانی در تحمل این وضعیت و ناله‌هایی که می‌کند سخن می‌گوید و از ضعف معشوق در پذیرفتن عشق صحبت می‌کند.