نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ز جور تو دل امتناعی ندارد

به وصلت سر انتفاعی ندارد

از آن گوش می‌گیرم از قول مطرب

که دیوانه تاب سماعی ندارد

کسی جز زلیخای کاسد محبّت

به بازار یوسف متاعی ندارد

ز هم دورتر افکند دوستان را

فلک به از ین اختراعی ندارد

برید ار ز یاران چه یاریم کردن

نمی‌خواست کس را، نزاعی ندارد

مرنج ار وداع تو ناکرده رفتم

که از خویش رفتن وداعی ندارد

وصال تو وبخت فیّاضِ بیدل

بلی ممکن است، امتناعی ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و زیبایی و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر می‌گوید که دلش تنها به زلف معشوق آرامش نمی‌یابد و در جستجوی کسی است که همچون او در تله عشق نیفتاده باشد. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و نسبت به دلش حفاظت می‌طلبد. همچنین، شاعر از تجارب و دردهای عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق واقعی راهی بی‌پایان دارد و بدون شوق، هیچ دستاوردی ندارد. نهایتاً، شاعر از کشش روحانی و معنوی عشق و تلاش برای نزدیکی به معشوق یاد می‌کند.