شمارهٔ ۲۷۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
هرزه در پیش جوانان آبروی خویش برد
همچو ترکش پر برآوردم ز تیر ناز او
هر چه گویم، لذّت پیکان او دل بیش برد
کوه را فرهاد از جا کند و خسرو مزد یافت
بخت چون سستی کند نتوان به زور از پیش برد
عاشقی دورست از منصور دعویدار، دور
بیحقیقت با وجود دوست نام خویش برد
لذّت عیش جهان در لذّت ترکست و بس
هر چه را در پادشاهی باخت شه، درویش برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیمی مانند عشق، دنیا و دل مشغولیهای انسانی میپردازد. شاعر به زیبایی رابطهٔ بین عشق و دل را مورد توجه قرار میدهد و نشان میدهد که عشق واقعی فراتر از زیباییهای ظاهری و دلبستگیهای دنیوی است. او به زاهدان و افرادی که از دنیا دوری میکنند، طعنه میزند که نمیدانند چه چیزی را از دست میدهند. شاعر اشاره میکند که دلهایی که به دریا سپرده شدهاند، از طوفانها نمیترسند و در نهایت به ساحل امن میرسند. همچنین اشارهای به جستجوی معنای زندگی و چالشهای آن دارد و نتیجه میگیرد که عشق حقیقی میتواند از هر ظاهری فراتر رفته و دلها را به خود جلب کند.