شمارهٔ ۲۷۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد
ما دیده فرش سازیم تا یار پا گذارد
امشب که شمع مجلس با آن پری سپردست
پروانه منصب خود باید به ما گذارد
گر برخورد به زلفش باد صبا به گلشن
از شرم بوی گل را در دم به جا گذارد
بر صید دیگری دام انداختن شگون نیست
با کوهکن بگویید این کار واگذارد
بیگانه عاجز آمد از دشمنی فیّاض
این شکوه به که یک چند با آشنا گذارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و دوری از محبوب میپردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او میگوید که هر روز به امید دیدار محبوبش به سر میبرد، اما این آرزو و امید به خاک میسپاردش. شاعر تأکید میکند که تنها با نگاه پاک و دل پاک میتوان زیبایی محبوب را دید و از عشق او بهرهمند شد. همچنین، اشاره به این دارد که محبتی که از دست داده، امید دارد که خداوند دوباره آن را بازگرداند و او را به وصال محبوب برساند.