شمارهٔ ۲۸ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حالها
حالها مغزست و بر وی پرده قیل و قالها
گلبن برهان بهار طرفهای دارد ز پیش
باش تا گلها دمد از خار استدلالها
تا جمال خویش بینی دل ز هر نقشی بشوی
پردههای چهرة آیینه شد تمثالها
نامة اعمال را حرف معاصی زینب است
بر عذار نیکوان خوش مینماید خالها
عشق یک حرف است و معنی کاروان در کاروان
زهرة تفصیلها شد آب ازین اجمالها
حرف ما کجمجزبانان عشق میداند که چیست
همچو مادر کس نمیداند زبان لالها
درهم ماه است حاصل در کف و دینار مهر
عمرها شد خاک میبیزیم ازین غربالها
هر دو عالم را به جای دست بر هم میزنیم
وقت پروازست میباید به هم زد بالها
لحظهای تا وصل او فیّاض گردد قسمتم
صرف این یک لحظه کردم ماهها و سالها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی حال و هوای روح و عشق میپردازد. شاعر به شنونده توصیه میکند که از جدلها و بحثهای بیمورد بپرهیزد و به حالات روحی و معنوی خود توجه کند. او به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند و بیان میکند که عشق به حقیقت چیزی عمیق و فراتر از کلمات است. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که نام اعمال انسانها با معصیتها و گناهان زینت داده میشود و دل باید از این نقوش ناخالص پاک شود. در پایان، او به اهمیت لحظات وصل و عشق میپردازد و میگوید که میتواند تمامی عمر را صرف یک لحظه ارتباط با معشوق کند.