نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دوران حیله باز زما روبرو برد

یک نان دهد به ما و هزار آب رو برد

گردون تنگ عیش به یک قرص ساختست

صبح از دهن بر آرد و شامش فرو برد

دوشم که زیر بار جهان بود سال‌ها

آن قوّتش نماند که بار سبو برد

از جویبار جدول زخمم گل بهشت

پیوسته آب در چمن رنگ و بو برد

از خنجر تو یافت لب چاک سینه‌ام

فیضی که زخم بلهوسان از رفو برد

بر کس مباد آنکه برد راه جستجو

دزدیده دیدن تو که دل روبرو برد

فیّاض من نمی‌روم اما کمند شوق

می‌خواهدم که موی کشان سوی او برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، بیانگری از احساسات عمیق و تنهایی شاعر است. وی در دل شب، با گریه و اشک، از بی‌خوابی و ناکامی‌های زندگی رنج می‌برد. او در حالی که سال‌ها درگیر مشکلات خود بوده، به سختی می‌تواند از این شرایط فرار کند. عشق و روابطش نیز به تلخی و ناکامی می‌انجامد و به رغم تلاش برای صلح و آشتی، درد و رنج او ادامه دارد. شاعر با تصویرسازی‌های زیبا، به بیان احساسات غم‌انگیز خود و بی‌توجهی دوستان و آشنایانش می‌پردازد و نشان می‌دهد که حتی در فضایی پر از زیبایی و رنگ، همچنان در درونش غمی بزرگ قرار دارد.