شمارهٔ ۲۸۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
از چشمهسارِ شیر، شکر آب میخورد
گلهای اشک بر سر کوی هوس مریز
کاین گلستان ز خون جگر آب میخورد
تا اوج عرش جلوة بیبالیم رساست
پروازم از شکستن پر آب میخورد
آسیب تشنگی نبود در دیار عشق
از برق تیشه کوه و کمر آب میخورد
سرو تو سایه پرور ابر بهار نیست
این نخل طور جای دگر آب میخورد
نخلی که تخته پارة کشتیّ ما ازوست
در بیشه ریشهاش ز خطر آب میخورد
در دست یک بهاست کم و بیش عشق را
اخگر ز جویبار شرر آب میخورد
در کوچهای که چشم دو عالم نظارگیست
چشمم ز گرد راهگذر آب میخورد
فیّاض شکرِ جوهرم این بس که تا ابد
تیغم ز چشمهسار هنر آب میخورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ناکامی در برقراری ارتباط و درک متقابل میپردازد. شاعر از گفت و گوها و سکوتهایی سخن میگوید که نتوانستهاند معانی و احساسات را منتقل کنند. او به وضعیت خود اشاره میکند که باوجود تلاشهایش، نتوانسته بر مشکلاتش فائق آید و از رنجهایش رهایی یابد. همچنین، شاعر به بیتوجهی سرنوشت به تلاشهایش اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند رابطهای را به طور کامل حفظ کند. در پایان، ناامیدی و مدهوشی او نسبت به عشقش در رنگ صورتش نمایان است.