نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد

در سینه ببین با دل مجروح چه‌ها کرد

در تاب نشد خوی تو از هرزه‌درایان

تا شانه به دندان گره از زلف تو وا کرد

شد قسمت مرغ دل ما دانة خالت

روزی که قضا زلف ترا دام بلا کرد

از غصه و درد دل پر حسرتم امشب

یک جنبش ابروی تو صد نکته ادا کرد

در چشم و دلش عشرت جاوید بمیرد

هر کس که مرا از سر کوی تو جدا کرد

نا آمده بر لب نفسم بند گلو شد

ممنونم ازین سینه که یک ناله رسا کرد

فیّاض که در بزم تو ناخوانده در آمد

هر در زد و هر درد دلی داشت ادا کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و عذاب‌های عاشقانه شاعر اشاره دارد. شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود صحبت می‌کند که همانند آتش بر آب و گلزار بر آیینه تأثیر می‌گذارد. او به خواب راحت خود در دوران پیش از عشق اشاره می‌کند که با دیدن چهره معشوقش به ناگهان بیدار می‌شود و آشفتگی در دلش ایجاد می‌کند. شاعر به ناپایداری و زحمات ناشی از عشق اشاره کرده و به خداوند دعا می‌کند تا گوش معشوقش را به ناله‌های او باز کند. در نهایت، او به رغم مشکلات و دشواری‌هایی که با آنها مواجه شده، از جاذبه‌های عشق و محبت بی‌نظیر معشوق خود صحبت می‌کند.