شمارهٔ ۲۸۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
خامشی هم نکتهای تقریر نتوانست کرد
من که بر بال ملک دام نظر میافکنم
همّت من یک پری تسخیر نتوانست کرد
عمر در خدمت به سر بردیم و مردودِ دریم
طالع بد را کسی تدبیر نتوانست کرد
عقد الفت کس نمیبندد که از هم نگسلد
یک کس این زنجیر را زنجیر نتوانست کرد
امشبم سر تا به پا از بس که مدهوش تو بود
در خجالت رنگ من تغییر نتوانست کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساساتی عمیق و پیچیده است. شاعر از غم و اندوه خود در نبود معشوق صحبت میکند و به زیباییهای زندگی و لذتهای آن اشاره میکند. او به تضادهای درونی خود مانند تلخی و شیرینی، صبر و ناامیدی، و عشق و حسرت میپردازد. نهایتاً، شاعر به تحول و پاکسازی از آلودگیها و دستیابی به آرامش و درک واقعی زندگی اشاره میکند. تمام این مضامین با تصاویری زیبا و پریشانیهای طبیعی و انسانی در هم آمیخته است.