نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد

آن خم که در آن بود دلم باز به خم کرد

هر تار سر زلف تو ماوای دلی بود

مشّاطه برین سلسله بسیار ستم کرد

قربانی مژگان تو گردم که به یک تاز

تسخیر جهان بی‌مدد تیغ و علم کرد

تا لذّت تیغ تو چشیدست، دلم را

رحمست بر آن صید که از دام تو رم کرد

نازی که نگاه تو به فیّاض حزین داشت

یارب چه گنه دید که بی‌واسطه کم کرد!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و یاد معشوق نوشته شده است. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که هرچقدر هم انسان تلاش کند تا از یاد معشوق دور شود، فراموشی ممکن نیست. او از زیبایی‌ها و لذت‌های عشق سخن می‌گوید و می‌گوید که حتی اگر مشکلاتی پیش بیاید، مانند ناداوری معشوق، باز هم یاد او را فراموش نکرده و شکرگزار این عشق است. شاعر همچنین به شدت احساساتش اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند مانع اشکش شود؛ عشق او شعله‌ای است که هرگز خاموش نخواهد شد.